معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

352

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

مالك ذعر گفت : به من اولاست كه درم خريدهء منست « وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ » عزيز گفت : به من اولاست كه حاصل خزينه من است « وَ قالَ الَّذِي اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ » . زليخا گفت : به من اولاست كه نور ديدهء منست « قَدْ شَغَفَها حُبًّا » . حضرت عزت جلّ ذكره فرمود : به من اولاست كه صديق و برگزيدهء منست « إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ » آخر حجت حق تعالى غالب آمد كه « وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ » . كذلك چند كس به نسبت با بندهء مؤمن دعوى اولويّت كردند ، مادر و پدر گفتند بما اولاست كه فرزند ماست « ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ » . قرابتان گفتند : بما اولاست كه از نسل ماست « وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ » . حضرت مصطفى فرمود : به من اولاست كه امت منست « كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ » . حضرت عزت جل ذكره فرمود : به من اولاست كه مخلوق و مربوب منست « إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ » و بندهء منست « وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي » دوست منست « اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا » محبّ و محبوب منست « يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ » آخر حجت حق تعالى غالب آمد « فَاللَّهُ أَوْلى بِهِما » . للرومى ما دست تو اى خواجه نخواهيم كشيدن * و ز نيك و بدت پاى نخواهيم بريدن در پردهء ناموس دغل چند گريزى * نزديك رسيده است ترا پرده دريدن هر چند شب غفلت و مستيت دراز است * ما بر همه چون صبح نخواهيم دميدن